الشيخ محمد جواد الخراساني

60

مهدى منتظر (عج) (فارسى)

مرا بكشند . و جهتش اين است كه ارادهء خداوند گاهى به‌نحوى است كه از ولى خود حمايت كند اگرچه با تظاهر باشد . چنان‌چه ابراهيم عليه السّلام را از سوختن حفظ فرمود ، و گاهى به نحوى است كه حمايت از او مشروط است به عدم تظاهر ، پس مانعى ندارد كه اگر ظاهر مىشد بتوانند او را بكشند . چهارم : اين‌كه اگر هم ساكت بود مردم او را ساكت نمىگذاشتند يا خود ساكت نمىنشستند ، رفت‌وآمد با وى زياد مىكردند و اين خود اسباب سوءظن براى دولتيان مىشد . بلكه چون او را ظاهر مىديدند و از طرفى هم وعدهء قيام به خود مىدادند اسباب تجرى ايشان مىشد ، بعضى را تهديد و بعضى را مىزدند ، زيرا كه پشت‌گرمى به آن حضرت داشتند . چنان‌چه آن اسرائيلى ، قبطى را مىزد و موسى را به خود خواند ، موسى عليه السّلام مشتى به وى زده او را بكشت و همان اسباب فرار موسى گرديد . « 1 » بالاخره چون مردم ضعيف الايمان و ضعيف التحمل و كم‌طاقتند ، نتوانند مانند آن حضرت ساكت و صامت بنشينند ، قهرا ايجاد فتنه و فساد مىكردند و دچار اذيت و آزار مىشدند ، پس غيبت آن حضرت بهتر از حضور با سكوت است ، هم حفظ خود و هم حفظ شيعيان خود فرموده . شما گفتيد : چرا خود را بر دوستان ظاهر نمىكند ؟ از دوستان كه تقيه‌اى نيست ! جواب : اگر مقصود آن است كه خود را بر بعضى خصوصى و گاه‌گاه ظاهر كند ، از كجا مىدانيد كه اين‌چنين نيست ؟ بلكه در احوال او در زمان غيبت خواهد آمد كه چنين است . و اگر مىگوييد كه بر همهء دوستان ظاهر كند يا بر جمعى به طورى كه مجمعى داشته باشد و با آن‌ها هميشه رفت‌وآمد داشته باشد . اولا : اين رفتار از جهات ديگر خالى از فساد نخواهد بود چنان‌كه گفته شد .

--> ( 1 ) - كمال الدين 1 / 145 ح 12 تا 16 .